محسن_ اعتیاد به ارتباطات و اینترنت

هرچند عصر دیجیتال دنیا را متحول کرد، ارتباطات را زیاد کرده و تقریبا همه ما از این نعمت بهره‌مند شدیم. اما به نظرم نباید آثار منفی بسیاری از ابزارهای این عصر رو بر انسان‌های امروزی نادیده بگیریم.

اما تصمیمی که امروز گرفتم و مطلبی که امروز مینویسم دلیل جالبی داره. امروز یکی از دوستان که اطلاعات ضعیفی از کامپیوتر داره چهار پنج خواسته ساده از من داشت که روی کامپیوترش اجرا کنم. بعد از اینکه اونها رو پرسیدم شروع کردم به انجام دادنشون اولی که تموم شد دوباره ازش همه رو پرسیدم، به کلی اون لیست کوچک ۵ موردی رو فراموش کرده بودم. دوباره بعد از کار دوم هم پرسیدم و در مجموع فکر میکنم چهاربار اون لیست رو پرسیدم. به دوستمون گفتم من رو ببخش اما کار کردن با کامپیوتر و موبایل به شدت حافظه‌ام رو ضعیف کرده. این دوست ما با تعجب یه نگاهی به من کرد و گفت پس به خاطر همینه که اخیرا حافظه منم خیلی ضعیف شده!

بله واقعیت اینه که نوتیفیکیشن‌های مختلف و در دسترس بودن همه چی از طریق موبایل و کامپیوتر تمرکز رو از ما گرفته. ما از دنیای کار با فاصله‌ی چند ثانیه وارد دنیای ارتباطات میشیم و از دنیای ارتباطات با فاصله یک ثانیه وارد دنیای سرگرمی میشیم. وسط مطالعه صدای پیامک و واتس آپ و وایبر و …! سالهایی نه چندان دور اگه تو بانک هم برنده یکی از جوایز نفیس میشدیم باید تا مراجعه بعدی به بانک صبر میکردیم یا تلفنی از سوی بانک به ما میشد که خیلی اوقات هم به دلایل مختلف جواب داده نمیشد. اما امروز روزی چند دفعه از طرف مخابرات پیغام دریافت میکنیم که «شما برنده شدید» «این فرصت استثنایی دیگر تکرار نخواهد شد» و جملاتی با این ادبیات که در پایان پیامک نوشته «فقط با هر پیام ۲۰۰ تومان!»

امروز دیگه ما تمرکز سابق رو نداریم و نمی‌تونیم هم داشته باشیم. هزاران کار غیر مهم جلوی ما مهم جلوه میکنند و ما رو از ده‌ها کار مهم و ضروری باز میدارن.

من میخوام با ذکر یه خاطره حالات روحی‌ای که دوازده سال پیش در عصر نیمه دیجیتال! داشتم رو بگم.

سال ۸۲ که هنوز موبایل به ندرت وجود داشت و اینترنت به شکل امروزی در دسترس نبود من غرق در دنیای ارتباطات بودم. حداقل دو آدرس ایمیل داشتم که یکی کاری بود و دیگری شخصی. فکس، پیغامگیر تلفن، مسنجرها و ۲۴ ساعته پاسخگوی مشتریانم بودم.

اون زمان هنوز موبایل نداشتم اما محال بود ساعت ۳ نصف شب تلفن زنگ بخوره و جوابگو نباشم، هر چند این اتفاق به ندرت رخ میداد. غرق بودن در دنیای ارتباطات به اون شکل استرس عمیقی در من به وجود آورده بود. فکر میکنم تجربه این استرس رو امروز با اومدن گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی متعدد همه ما تا اندازه‌ای تجربه کردیم. علاوه بر اینها از اون زمان تا حدود سال ۹۰ اعتیاد اخبار رو هم داشتم. یعنی شبکه‌های خبری مختلف رو چک میکردم و اخبار رو تحلیل میکردم که با سختی خیلی زیادی این اواخر تونستم اعتیاد رو از بین ببرم. خود اعتیاد خبر و اینکه نگران بروز اتفاقات خاصی در کشور یا جهان باشیم بسیار استرس‌زاست و خبرهای منفی این استرس رو چندین برابر میکنه.

دی ماه سال ۱۳۸۲ من به سفر یک ماهه حج رفتم و از ابزارهای ارتباطیم فاصله گرفتم. هر چند که اونجا هم تقریبا هفته‌ای یک بار کافی نت میرفتم و ایمیل‌ها و مسنجرها رو چک میکردم و پیغام‌ها رو جواب میدادم اما خوب تقریبا در اون یک ماه منتظر هیچ چیزی نبودم.

فارغ از مسائل معنوی سفر حج و همچنین لذت یک سفر دلنشین با بهترین دوستان فامیلی؛ به دلیل نبودن ابزارهای ارتباطی یک آرامش بی‌نظیر رو تجربه کردم. حدود پنج سال پیش نیز این تجربه در مدت زمان دو سه روزه در دهکده وسف برام تکرار شد. در اون دهکده تلفن همراه به هیچ وجه آنتن نمیداد و هیچ ابزار ارتباطی دیگه‌ای نداشتیم. هرچند که این بار لپ تاپ و موبایل همچنان بخشی از وقت ما رو بدون اینترنت و تماس به خودش اختصاص داده بود.

اعتیاد به اینترنت و موبایل رو به شکل‌های مختلف در زندگیم تجربه کردم، گاهی کمتر و گاهی بیشتر. حتی در یک دوره زمانی اعتیادم به فرندفید یا یک بازی آنلاین به نام ایکاریم به حدی جدی بود که روی کارم تأثیر زیادی میذاشت و باعث پسرفت در زندگی و توبیخ‌های کاری برام شده بود.

دکتر مسعودی میگه

میزان افسردگی و اضطراب در میان معتادان به موبایل و اینترنت نسبت به کسانی که به اینترنت یا موبایل اعتیاد ندارند، به طور معناداری بیشتر است. منبع

لینک‌های مفید:

عصر ایران: چگونه اعتیاد به اینترنت و موبایل را ترک کنیم

دیجیاتو: چطور اعتیاد خود را به تلفن همراه ترک کنیم

About محسن

کل چیزهایی که مینویسم نظر شخصی خودمه و هیچکدوم علمی نیست. به استثناء مطالبی که رفرنس میدم. هرگونه مخالفتی با نظریات من باعث خوشحالیه منه. چون آدم همیشه از مخالفانش چیز یاد میگیره. از موافقانش نهایتا لایک میگیره ;)

۲ comments

  1. محسن من امروز با مریم صحبت می کردم در مورد اینترنت و اعتیاد به اینترنت. می گفتم که جنگیدن و برعلیه فضای آنلاین بودن فقط باعث صرف انرژی ذهنی بیشتری میشه. و این که معمولا ما نمی تونیم عادت هامون رو کنار بذاریم و فقط احساس عذاب وجدان بیشتری در ما ایجاد میشه. یه مشکل دیگه این که برای خودمون قانون می ذاریم و بعد نمی تونیم ازش پیروی کنیم. در آخر نتیجه اش میشه تکرار این جمله: چرا من نمی تونم! و باعث تخریب بیشتر خودمون میشه.
    محسن کار الانم این مشکل رو تشدید کرده چون دائما باید واتس اپم رو چک کنم. ولی کار قبلیم این حسن رو داشت وقتی کار رو شروع می کردم تا ساعت پنج شاید فقط یکی دوبار گوشیم رو چک می کردم و دور از موبایلم بودم. اما الان…

    • شیوا با حرفت موافقمم، نمیشه با تکنولوژی جنگید. من دو نفر رو میشناسم که هنوز گوشی موبایل ندارن. نمیدونم چقدر میتونه درست یا غلط باشه اما خودشون رو با این کار قطعا خیلی منزوی کردن. تا اندازه‌ای همرنگ جماعت بودن برای منزوی نشدن خوبه.
      اما نکته‌ای که هست باید هزینه و فرصتی که برامون ایجاد میشه رو خوب ببینیم و بر اساس اون تصمیم گیری کنیم. من هنوز تصمیم گیری خاصی در این مورد نکردم که بخوام تصمیمم رو بشکونم. اما فکر میکنم شاید باید مدل استفاده از این ابزار رو عوض کرد.
      فکر میکنم در مور خود من اینکه دائما منتظر یک پیام باشم و بارها و بارها پیام‌های واتس آپ رو توی روز چک کنم مشکلاتی رو که در این نوشته بهش اشاره کردم رو برام ایجاد میکنه.
      وقتی که من کارفرمای خودم هستم باید مثل یک نیروی کار با خودم هم سخت‌گیر باشم. چون اولین نیرویی که باید مدیریت کنم خودم هستم. البته این فارغ از آسیب‌های شخصی هست که اعتیاد به موبایل و اینترنت برای یک نفر ایجاد میکنه.
      به نظرم میرسه الان میشه کل شبکه‌های اجتماعی رو یک نوبت در روز با کامپیوتر چک کنم و برای اونها یه زمان مشخص اختصاص بدم. البته هنوز تصمیمم در این مورد نهایی نشده و تصمیمی نگرفتم اما دارم روش فکر میکنم و برنامه ریزی میکنم.
      راستی از اهدافمم خیلی خیلی عقبم. باید بیشتر بدوم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif