تجربیات من از سیستم مالی هارو اکر

کتاب اسرار ذهن ثروتمند - تی هارو اکرهمونطور که در پست قبلی یعنی «یک سیستم مالی برای موفقیت» نوشتم، در سیستم مالی که آقای هارواکر در کتاب اسرار ذهن ثروتمند معرفی کرده ما فقط حق داریم ۵۰ درصد از درآمد خودمون رو صرف هزینه‎های روزمره زندگیمون کنیم و نباید به پنجاه درصد بقیه آن دست بزنیم، مگر اینکه در سرفصل ضروری مربوط به آن قسمت هزینه را انجام دهیم.

در ابتدای کار به نظر کمی سخت میاد و به خودمون میگیم این سیستم برای پولدارهاست… ما که اونقدرها درآمدی نداریم و همیشه هشتمون گروی نُهمونه. خلاصه با مواردی که آقای هارواکر گفته ما انگیزه این کار رو پیدا میکنیم که برای اینکه پولدار بشیم باید بالاخره از یک سیستم مالی و یک مدل تبعیت کنیم و ظاهرا سیستم آقای هارواکر خیلی جامع و کامل هستش.

من بعد از اینکه این رو هم قبول کردم شروع به استفاده از این سیستم مالی کردم. الان که ۳ – ۴ سال از مطالعه کتاب اسرار ذهن ثروتمند میگذره به تجربیات خیلی جالبی رسیدم که فکر میکنم برای دوستانی که شروع به استفاده از این سیستم مالی کردن جالب باشه.

قبل از توضیحات خودم لازمه که ترموستات پول رو بشناسیم تا بدونیم خیلی از اشکالات ما به همین موضوع برمیگرده.

ترموستات پول

فکر میکنم به تمام هفت هشت نفری که جدیدا پیشنهاد کردم از این سیستم استفاده کنند این نکته رو گفتم و قبلا هم تو «این لینک» توضیحاتی در مورد این موضوع دادم که هر کدوم از ما یک درجه برای پول داریم، کاملا شبیه یک ترموستات آبگرمکن که آب رو روی یک درجه خاصی از گرما نگه میداره، ما هم یک حد مشخصی از ثروت رو نگه میداریم.

برای هر کدوم از ما این درجه متفاوته و مثلا یکی روی یک میلیون تومان تنظیم شده و دیگری روی صد میلیون تومان و دیگری روی صد میلیارد تومان و شاید حتی کسی روی اعداد منفی تنظیم شده باشه.

این درجه یعنی اینکه ما روی اون درجه راحتیم. و اگه قدری تغییر کنیم سریعا خودمون رو به اون درجه ای که هستیم میرسونیم. مثلا به برندگان لاتاری (بخت آزمایی) که دقت کنیم میبینیم که درسته که در یک زمان مبلغ کلانی رو برنده شدند اما سال بعد تقریبا در همان جایگاه اولیه که بودند ایستاده اند. و یا خیلی از ما ثروتمندانی را میشناسیم که بارها و بارها ورشکسته شدند اما بعد از یک سال دوباره به همان جایگاه قبلی رسیدند و تمام پول از دست رفته رو دوباره به دست آوردند.

سختی های مسیر

تو این مسیری که پیش گرفتیم سختی های مختلفی رو باهاش برخورد میکنیم که یکی از اونها بی پولی هست. ما که عادت داشتیم همه پولمون رو خرج کنیم حالا فقط اجازه داریم نیمی یا کمتر از نیمی از درآمدمون رو خرج کنیم. و البته نباید به نیمه دیگر پول به هیچ عنوان دست بزنیم، مگر در مواقعی که در سرفصل خودش قرار از آن را هزینه کنیم

فشار مالی

فشار مالی دو خاصیت برای ما داره. اول اینکه جلوی ولخرجی کردن های ما رو میگیره و دوم اینکه انگیزه ما رو برای کسب درآمد بیشتر بالا میبره. من خودم از وقتی این سیستم مالی رو اجرا کردم درآمد به طرز قابل ملاحظه ای بالاتر رفت. نمیدونم اسمش رو کائنات بذاریم یا فرصت جویی یا هر چیزی دیگه… اما واقعیت اینه که کسانی که وارد این سیستم مالی میشن به مرور درآمدهاشون افزایش پیدا میکنه.

امیدوارم از پس اولین سختی مسیر یعنی «فشار مالی» بتونید به خوبی بر بیاید.

حسابداری

مشکل دومی که باعث شد چندین بار من این سیستم رو متوقف کنم مسئله حسابداری بود. با توجه به اینکه حوصله حسابداری رو ندارم و روشهای اون رو زیاد بلد نیستم به روش های عجیب و غریبی روی آوردم. مثلا در ابتدای کار هفت حساب در یک بانک ایجاد کردم که یکی حساب کارتم (همان ۵۰ درصد هزینه ضروری زندگی) بود و ۵ حساب دیگر حساب های ۱۰ درصدی بودند و یک حساب هم جمع ۵ حساب بود برای درآمدهایی که جزئی بودند. یعنی نصف درآمدهی جزئی رو به اون حساب میریختم و بعد از اینکه به یک مبلغ قابل توجه میرسید کل موجودی اون حساب رو به پنج تا حساب دیگه تقسیم میکردم.

هنوز چند روز از اجرای این سیستم نگذشته بود که از طرف شعبه اصلی بانک نامه اومد که فولانی مشکوکه و بهش بگید یا حسابها رو ببنده و یا توضیح بده :)))))) واقعیتش دیدم کلی حساب خالی رو من چطوری توضیح بدم که باعث خنده کارمندان نشم! ترجیح دادم به روش دیگه ای سیستم بانکی رو دور بزنم و هفت تا حساب رو به شکل دیگه ایجاد کنم که داستانی داشت.

زحمت انتقال به حساب ها هم انصافا زیاد بود. و گاهی هم به هزینه ای ضروری میخوردم و میخواستم از اون پولها (برخلاف قوانین!!) بردارم پنج تا حساب رو خالی میکردم و بعد یادم میرفت که توی هر حساب چقدر بوده. یا مثلا یک دوره آموزشی یا سمینار میخواستم برم و توی اون حساب اونقدر پول نبود و باید از یک حساب دیگه قرض میکردم برای این کار و بعد از اون کل حسابم بهم میریخت.

خلاصه انواع و اقسام این بی نظمی مالی رو تجربه کردم تا حدود یک سال پیش برای حل این موضوع یه فایل اکسل به صورت آنلاین طراحی کردم که محاسبات رو انجام بده و خوب در این چند ماهه به خوبی از پس هزینه های من بر اومده و به اشکالی نخوردم.

مزیت این فایل اکسل اینه که به صورت آنلاین هست و هم روی گوشی و هم روی کامپیوتر، هر جایی که باشم میتونم بهش دسترسی داشته باشم.

نکته دیگه اینکه سعی کنید هر جا پول کم آوردید از دیگران قرض کنید اما دست به حسابهاتون نزنید.

پول زیاد و چاله های زندگی

بعد از چند ماه که از اجرای این سیستم میگذره حالا پولهایی رو که آرزو داشتید چند ماه پیش برای کارهای مختلف داشته باشید رو تو حسابتون دارید. و وسوسه هایی ایجاد میشه که من چند ماه پیش آرزو داشتم فولان چیز رو بخرم و الان میتونم بخرمش… ذهنتون خلاقیت به خرج میده و در هر زمان ممکن به اون پول فکر میکنه و اینکه چطور میشه با اون پول زندگی راحت تری رو خلق کرد و به آرزوهامون رسید….

برای من یکی از سخت ترین قسمت ماجرای اجرای این سیستم مالی مقاومت در برابر همین وسوسه ها بود. دقت کنید که این نحوه ذخیره کردن پول باعث میشه به مرور درجه ثروت شما بالاتر بره.

کجا سرمایه گذاری کنم؟!

معمولا ما با توجه به اینکه ذهن ثروتمندی نداریم همیشه به دنبال خرج کردن اون ۱۰ درصد ها هستیم. اینکه الان توی هر حساب دویست هزار تومان دارم و چه کلاسی میتونم ثبت نام کنم؟! کجا میتونم با این پول سرمایه گذاری کنم؟ و …

البته این کلنجارها برای ابتدای کار خوبه و باعث میشه کمی خلاقیتمون بیشتر بشه. اما در مجموع عجله نکنید. باید به مرور یاد بگیریم که صبرمون رو بیشتر کنیم و یاد بگیریم که نباید همه پولی که داریم رو هزینه کنیم.

اگه حس میکنید که این مبالغ بیش از حد داره شما رو آزار میده کمترین کاری که میتونید انجام بدید اینه که برای حفظ ارزش پول به اقلام سرمایه گذاری بدون ریسک تبدیلش کنید. مثلا میتونید توی یه حساب یک ساله یا پنج ساله پولتون رو بذارید. یا سکه های طلا که کمترین کارمزد خرید و فروش رو دارند رو تهیه کنید. اینطوری یک سرمایه گذاری بدون ریسک کردید، پول توی حسابتون ندارید که ذهنتون درگیر بشه و نگران کم شدن ارزش پول هم نیستید.

به مرور وقتی مبالغ زیاد شد میتونید به یک شکل مناسب سرمایه گذاری کنید و یا در سرفصلهای دیگه به خوبی ازش استفاده کنید.

هر سوالی داشتید بپرسید. 🙂 در راهی که پیش گرفتید موفق باشید.

About محسن

کل چیزهایی که مینویسم نظر شخصی خودمه و هیچکدوم علمی نیست. به استثناء مطالبی که رفرنس میدم. هرگونه مخالفتی با نظریات من باعث خوشحالیه منه. چون آدم همیشه از مخالفانش چیز یاد میگیره. از موافقانش نهایتا لایک میگیره ;)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif