هزینه های تصمیم گیری و انتخاب در برنامه ریزی

قبل از اینکه بخوام از هزینه‌های تصمیم گیری و انتخاب بگم به پست قبلی میخوام اشاره کنم. تو پست قبلیم از انواع مرزبندی گفتم. اینکه به هر حال با اهداف روشن یا با اهداف فراموش شده ما مرزهایی برای خودمان قایل میشویم و یا ایجاد میکنیم.

مرز دوست و دشمن، مرز عقل و جنون، مرز خوب و بد و هزاران مرز دیگر که برای هر کدام از ما با دیگری متفاوت است.

گاهی با برخورد به تناقض ها ما تصمیم میگیریم این مرزها رو تغییر بدیم.

شاید برای ما که اهل تحقیق و مطالعه و تفکر هستیم این تغییر مرزها خیلی اتفاق میوفتد و برای برخی که زیاد به تفکر نمیپردازند این مرزها به راحتی جابجا نمیشوند و یک جور تعصب سخت در ساده ترین مسایل برای آنها وجود دارد.

تعصبهایی که شاید هیچ دلیل منطقی‌ای پشت آن نباشد مثل تعصب در رنگ لباس. افراد متعصب معمولا این تعصبها در همه امور زندگیشان وجود دارد.

من فکر میکنم کسی که روی یک تیم فوتبال تعصب دارد در تمام امور دیگر زندگیش هم تعصب وجود دارد.

داشتم به مزایا و معایب تعصب و بی تعصبی (که شاید بتونیم واژه روشن فکری رو براش جایگزین کنیم) فکر میکردم و اینکه آیا تعصب مزیتی دارد یا نه؟

به نظرم اومد که شاید از یک نقطه دیگه شروع کنیم بهتر باشه و اون هم هزینه تصمیم گیری است.

هزینه‌های تصمیم گیری و انتخاب

برای دقیق تر شدن موضوع یک داستان میگم

 میگن پزشک دربار به وزیر توصیه میکنه که برای حفظ سلامتی هفته ای یک روز به روستا بره و کمی فعالیت داشته باشه. اولین روزی که وزیر به روستا رفت و از یک روستایی تقاضای کار کرد کاری ساده بهش محول شد. روستایی چند گونی سیب زمینی به وزیر داد و از او خواست سیب زمینی های ریز و درشت رو از هم سوا کنه. اون روز سخت ترین روز زندگی وزیر بود زیرا با برداشتن هر سیب زمینی باید تصمیم میگرفت که آن سیب زمینی ریز است یا درشت! کسی که روزی ده ها تصمیم میگرفت امروز باید هزاران بار تصمیم گیری میکرد.

هر تصمیم گیری چه کوچک و چه بزرگ انرژی زیادی از ما میگیرد. شاید اولین تصمیم گیری ما در ابتدای روز با صدای زنگ بیداری ساعت آغاز میشود.

  • آیا ساعت را خاموش کنم یا بدون توجه به ساعت بخوابم؟
  • آیا میتونم با کشیدن پتو یا بالشت روی سرم به نحوی از شنیدن صدای زنگ ساعت جلوگیری کنم؟
  • بعد از اینکه ساعت رو خاموش میکنیم تصمیم میگیریم که حالا کمی فرصت هست که بخوابیم یا برویم نان بگیریم یا دوش بگیریم و یا به کارهای در طول روز بپردازیم؟
  • آیا صبحانه بخوریم یا نه؟
  • وقتی که چند کار باید در طول روز انجام بدیم تصمیم گیری برای اولویت بندی اونها یکی از مهم ترین تصمیمات از نظر صرف انرژی است.

با هر تصمیمی که میگیریم قدری از انرژی ما تحلیل خواهد رفت.

اینجاست که میبینیم تعصب داشتن میتواند بخش عمده ای از انرژی ما رو ذخیره کنه.

بسیاری از کسانی که تعصب دارند در امور جزیی هم متعصبانه برخورد میکنند. یک آدم متعصب بعید است صبح با شنیدن صدای زنگ ساعت از خودش بپرسد که آیا فرصت دارم پنج دقیقه بیشتر بخوابم یا نه. برای او تصمیماتی از این دست مثل یک برنامه نظامی از قبل گرفته شده و فقط او مثل یک سرباز بی چون و چرا آن را مو به مو اجرا میکند.

پس شاید اگر بتوانیم در بعضی از امور زندگی متعصبانه تصمیم گیری کنیم میتونیم بخش قابل توجهی از انرژی خودمون رو برای کارهای مهمتر ذخیره کنیم. 

شاید شماهم این ضرب المثل رو شنیده باشید که «دست انجام میده اما چشم میترسه» اشاره به زمانیه که برای انجام یک کار نگران میشویم و نمیتونیم تصمیم بگیریم که این کار رو چگونه و چه زمانی انجام بدم! آیا انجام بدم یا بگذارم برای وقت دیگه.

پس تعصب (کاری رو بدون فکر انجام دادن) میتونه خیلی اوقات خوب باشه.

تعصب رو ما میتونیم در برنامه ریزی هامون داشته باشیم. صبحها حتی وقتی میتونیم انتخاب کنیم که پنج دقیقه دیگه وقت برای خوابیدن دارم بدون توجه به این انتخاب از جا برخیزیم. و سایر برنامه هایی که داریم رو مثل یک روبات برنامه ریزی شده انجام بدیم.

choice تصمیم گیریتعصب رو میتونیم در رسیدن به اهداف داشته باشیم. برای اینکه یک هدف رو کورکورانه دنبال کنیم میتونیم یک نقطه مرگ (دِد لاین) در نظر بگیریم و اون رو با شاخصهای واضح تعیین کنیم. و تا زمانی که به هدف یا نقطه مرگ هدف نرسیدیم مثل یک روبات که اختیاری برای تصمیم گیری نداره عمل کنیم. و این انرژی ای که قراره صرف این تصمیمها بشه رو صرف مسایل مهمتر کنیم.

شاید سخت ترین اما با انرژی ترین روزهای زندگی من مربوط به دوران سربازی میشه. ساعت پنج صبح میدونستیم با فرمان «آسایشگاه برپا» انتخابی جز بیدار شدن نداریم. و ساعت ده شب که در رختخواب میرفتیم علاوه بر ساعت خواب مدل خواب ما هم طبق دستور بود و باید به پشت و در حالی که انگشت شصت ما به دوخت شلوار چسبیده (حالت خبردار) میخوابیدیم.

از صبح تا شب حق گرفتن هیچ تصمیمی رو نداشتیم. برنامه «سین» باید مو به مو اجرا میشد. ما حتی اجازه صحبت کردن با همدیگه رو هم به مدت سه ماه نداشتیم. حتی بدون دستور آب هم نمیخوردیم. یادم نمیره در یکی از گرمترین روزهای تیرماه که صبح تا غروب زیر آفتاب سوزان کویر بودیم و تحرک زیادی هم داشتیم به مدت حدود 12 ساعت یعنی از شش صبح تا شش عصر اجازه آب خوردن نداشتیم.

روزهای سختی بود اما درسهای بزرگی برای ما داشت.

وقتی به انسانهای بزرگ نگاه میکنیم میبینیم که آنها در یک چیز مهارت فوق العاده ای دارند و آن هم «مدیریت تصمیم‌گیری» است. اینکه میدانند کجا باید تصمیم گیری کنند و کجا نباید تصمیم گیری کنند و مثل یک ربات انجام وظیفه نمایند.

اگر فرصت کردید و چرک‌نویس‌های من رو که برای خودم مینویسم رو تا اینجا بخونید شاید بد نباشه سری به متمم بزنید و فایل صوتی تصمیم گیری: کتاب دشواری انتخاب  رو هم گوش بدید و یا درس‌های تصمیم گیری رو در متمم دنبال کنید.

About محسن

کل چیزهایی که مینویسم نظر شخصی خودمه و هیچکدوم علمی نیست. به استثناء مطالبی که رفرنس میدم. هرگونه مخالفتی با نظریات من باعث خوشحالیه منه. چون آدم همیشه از مخالفانش چیز یاد میگیره. از موافقانش نهایتا لایک میگیره ;)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif