محسن – کمی درباره هدف

اگه دنبال یاد گرفتن مطلب خاصی هستید باید بگم اینجا همچنان چرک نویسه و برای پر کردن عریضه‌ی پونصد کلمه‌ای هر روزه اگر چه ممکنه مطالب مفیدی هم در لابلای این نوشته پیدا بشه.

– چند روز پیش داشتم دنبال چند تا تصویر میگشتم برای یه کار گرافیکی برای قسمت اهداف سایت. هرچند این طرح گرافیکی به نتیجه نرسید و بی‌خیال اون طرح شدم، اما عبارت Goal رو که سرچ کردم، چندتا تصویر از بین این تصاویر خیلی نظرم رو جلب کرد.

Untitled-1

 

goal-without-plan-is-a-wish

– اهداف هوشمندانه اهدافی هستند:

  • خاص
  • قابل اندازه گیری
  • قابل دسترسی
  • واقع بینانه
  • با محدودیت زمانی

و اون پله های رسیدن به هدف که پله اول رو «هدف گذاری» پله دوم رو «برنامه ریزی» و پله سوم رو «کار کردن» و پله چهارم رو «تمرکز روی هدف» و در پله پنجم به هدف رسیده است. (اگه تو ترجمه‌ام اشتباهی هست برام کامنت بذارید اصلاحش کنم)

اما فارغ از اهداف باید بدونیم که ما در کجای نقشه زندگی هستیم و پله‌های قبل و بعد ما چی بوده. دکتر کوروش معدلی در سمینار «تغییری برای شروع» به نکته‌ای اشاره کرد که هر چند قبلا شنیده بودم اما هیچ وقت انقدر برام جذاب نبود. اون هم هرم سلسله نیازهای مازلو بود.

هرم مازلو

مازلو نیازهای انسان رو به پنج قسمت تقسیم میکنه و میگه تا نیاز پایین هرم مرتفع نشده شما نمیتونید به پله بالاتر برید.

 

 

مثلا ارتباطات و ازدواج در طبقه سوم هرم قرار داره و شما قبل از اینکه نیازهایی مانند خواب و خوراک، سلامت، اخلاقی و… برآورده نشده باشه شما نمیتونید ازدواج خوبی داشته باشید.

مازلو در نوشته‌های خود اشاره کرده است که این شکل طبقه‌بندی عمومیت مطلق ندارد. اما موارد زیادی را می‌توان یافت که این نوع تقدم و تاخر در نیازها، مصداق دارد.

سلسله نیازهای مازلو در متمم هم مورد بررسی قرار گرفته و متمم اون رو نقد کرده که با کلیک روی اینجا میتونید به اصل مقاله در متمم دست پیدا کنید.

پس با این حساب میتونیم از روی هرم مازلو تا اندازه زیادی جایگاه خودمون رو در هرم زندگیمون پیدا کنیم و اهدافمون رو تا جای ممکن به این هرم نزدیک کنیم. اینطوری میشه پله پله با مازلو جلو بریم.

ان ال پی و نقش اون در رسیدن به اهداف

یکی از نکات دیگه‌ای که دکتر کوروش معدلی میگفت نقش NLP یا برنامه ریزی عصبی، کلامی در رسیدن به هدف بود. اخیرا در متمم هم به NLP پرداخته شده و میتونید با کلیک روی اینجا به این درس دست پیدا کنید.

دکتر معدلی میگفت ۸۰ درصد کارهای ما به صورت ناخودآگاه انجام میگیره و تنها ۲۰ درصد کارهای ما به صورت خودآگاه انجام میگیره. بنابراین اگه ناخودآگاه ما به ما تو رسیدن به موفقیت کمک نکنه حرکت تو این مسیر برای ما خیلی خیلی سخت و حتی غیر قابل دسترسی میشه.

خوب یک مثال راجعب برنامه ریزی عصبی بزنم. مثلا ما امشب که میخوابیم تصمیم میگیریم که ساعت ۵ صبح بیدار بشیم و بدون اینکه ساعت زنگ زده باشه ما ساعت ۵ از خواب بیدار میشیم.

دکتر کوروش معدلی
دکتر کوروش معدلی

 

این یک نمونه از استفاده از برنامه ریزی عصبی یا ناخودآگاه ماست که به طور ملموس فکر میکنم همه ما تجربه‌اش کردیم. گاهی دو باور متضاد در ذهن ما قرار میگیره که این دو باور برای هم مزاحمت ایجاد میکنن. دکتر معدلی مثالی زد از کسی که تازه ازدواج کرده و دو باور متضاد از طرف دو تا از نزدیکان بهش القا میشه. یکی بهش میگه «تو باید همیشه مواظب همسرت باشی» و از طرف دیگه یکی دیگه هم میگه «تو دیگه حالا متأهل شدی و باید تا جایی که میتونی کار کنی تا بتونی زندگی بهتری داشته باشی» حالا این فرد با این دو باور متضاد وقتی میره سر کار همش داره به همسرش فکر میکنه و عذاب وجدان داره که من باید الان پیش همسرم باشم و وقتی میره خونه همش داره به کارش فکر میکنه بازم عذاب وجدان داره که من باید الان کار کنم و نباید تو خونه باشم. و به همین شکل هر دو هفته یک بار از محل کار به خاطر عدم تمرکز روی کارش اخراج میشه.

دکتر معدلی مثال‌های جالب دیگه‌ای هم میزد مثلا از شخصی که میخواست یک گوشی موبایل بگیره و پول گوشی هم در این دو ماه توی جیبش بود اما دو ماه تمام در گرفتن گوشی بد بیاری میاورد. مثلا وقتی میرسید به مغازه گوشی فروشی اونجا بسته بود، یا تو ترافیک گیر میکرد و نمیرسید یا به هر شکل یه مشکل دیگه‌ای براش پیش میومد و نمیتونست گوشی رو بخره. بعد از بررسی روانشناسی متوجه میشن که ایشون در کارخونه محل کارش گوشی خیلی زیاد گم یا خراب میشه و ذهن ایشون از خرید گوشی فرار میکنه پس وقتی که ساعت کاری موبایل فروشی رو به اتمام هست ذهن این فرد سیگنال میده که خوب باید بری گوشی بخری و وقتی میرسه که اون فروشگاه بسته. به نظرم اگه دقت کنیم از هر کدوم از این مثال‌ها که گفتم تو زندگی خودمون زیاد میبینیم.

خوب امروز نوشته‌ام رسید به بالای هشتصد کلمه؛ شاید در آینده بیشتر در مورد دکتر معدلی و بحث شیرین NLP نوشتم. دکتر معدلی از شاگردان ممتاز آقایان بندلر و گریندر بنیانگذاران ان‌ال‌پی در جهان بودند و خودشون رو بنیانگذار ان ال پی در ایران میدونن.

من فیلم دکتر کوروش معدلی در اون همایش رو دارم و همینطور خواهرم یه کتاب در مورد ان ال پی از ایشون داره.

امیدوارم صحبت‌های پراکنده من تونسته باشه در حد معرفی منابع براتون مفید باشه.

About محسن

کل چیزهایی که مینویسم نظر شخصی خودمه و هیچکدوم علمی نیست. به استثناء مطالبی که رفرنس میدم. هرگونه مخالفتی با نظریات من باعث خوشحالیه منه. چون آدم همیشه از مخالفانش چیز یاد میگیره. از موافقانش نهایتا لایک میگیره ;)

۳ comments

  1. آقا اگه این چرکنویسه پس پاکنویستون چیه!؟؟ عالییییی بود.خیلی استفاده کردم ممنون از وقتی که گذاشتی و این مطالب رو برای ما اینجا قرار دادی.
    تازشم خیلی خووووب بود ۸۰۰کلمه

    • مستانه حکایت نوشتن من و تو مثل حکایت عقل و عشقه. همین چرک نویس هم برام زیاده مستانه جان. خوشحالم که تونسته برات مفید باشه. اما حکایت عقل و عشق رو برات بگم:

      عقل تنها چیست؟ ماشین حساب

      عشق اما چیست؟ یک جام شراب

      عقل تنها کیست؟ تنها یک طبیب

      عشق اما هم طبیب و هم حبیب

      آن یکی درمان به دارو می کند

      این یکی انگار جادو می کند

      آن یکی درمان دردش با دوا

      این یکی بیمار را بخشد شفا

      عقل می تازد به دیوان برون

      عشق می تازد به دیوان درون

      عقل را با عشق هم پیمان کنیم

      هر دو را در جان خود مهمان کنیم

      مستانه وقتی کامل این شعر رو خوندم به نظرم رسید حکایت من و تو مثل «عقل» و «عقل و عشق» با همدیگه است. نوشته‌هات هم عاقلانه است و هم عاشقانه.

      • جدا از لطف و اغماضی که به من و نوشته هام داری ولییی خیلی جالب گفتی.چقدر دلنشین بود.من چقدر می تونم ازت یاد بگیرم.ممنون که برامون می نویسی و وقت می زاری و حوصله میکنی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif