محسن – گرگ درون، فریدون مشیری

احتمالا همتون کلیپ فریدون مشیری رو دیدید اما قدری تأمل و تفکر درباره اون فکر میکنم دوباره خوب باشه.

لذت شنیدن این شعر با صدا و تصویر فریدون مشیری چندین برابر بیشتر از متنه، پس هم ویدئوی ایشون رو گذاشتم و هم متن شعر رو در انتها میذارم. دوست دارم کمی هم در مورد حسم نسبت به این شعر زیبا بگم.

گوسفند! «بحثی فارغ از انسان و گرگ»

یکی از دوستانم میگفت محسن به نظرم زندگی ما زندگی گوسفندیه! روابط خیلی از ماها هم با هم گوسفنیده. یعنی هیچ نظمی تو روابط ما نیست. اینکه من به اطرافیانم چقدر توجه دارم، از خطاهای همدیگه چقدر زود یا دیر میگذریم، برای اطرافیانمون چه کارهایی باید کنیم و چه کارهایی نباید کنیم، چند وقت یه بار همدیگه رو ببینیم، در صحبت‌ها چه چیزهایی بگوییم یا نگوییم و…

به من میگفت محسن کسایی که موفق هستن برای روابطشون ضابطه‌هایی دارن.

یاد داییم افتادم. داییم یکی از بزرگای بازار تهرانه. یه بار پشت تلفن میگفت «فلانی؟ اون آدم دروغگوییه! اون به من یه بار دروغ گفته، کسی که یه بار دروغ بگه یعنی همه زندگیش دروغه». این جمله داییم یکی از کلیدهای زندگی من شد، کسی که یک بار دروغ میگه میتونه بارها و بارها دروغ بگه و نباید برای اون دلسوزی کنیم. این یکی از اون ضوابطی بود که به قول دوستم تو زندگی گوسفندی رعایت نمیشه.

داییم همیشه به دیگران بدون هیچ توقعی سر میزنه و مشکلات دیگران رو دوست داره حل کنه. هم آدم خیلی مهربونیه و هم به شدت خشن. میدونه با کی باید خشن باشه و با کی باید مهربون باشه. وقتی به اون فکر میکردم دیدم چقدر حرف درستیه، روابط ما چقدر هدفمنده؟ آیا جایی که باید داد بزنیم میخندیم یا داد میزنیم؟ و جایی که باید مهربون باشیم بلاتکلیف هستیم یا میدونیم چقدر باید مهربونی کنیم؟

این ماجرای گوسفند رو گفتم تا مشخص بشه چه انسان و چه گرگ از نظر من گوسفند نیستن و هر دو بسیار هدفمند و با تلاشند، اما راهی که انتخاب کردند متفاوت بوده.

انسانیت یا گرگیت

به نظرم برای رسیدن به اهداف و موفقیت ما دو راه داریم. هم میتونیم انسان باشیم و هم گرگ! البته تصور من اینه که گرگ‌ها زیاد هم نمیتونن از پله‌های موفقیت صعود کنن. انسانها در حالی که خیلی هوشمند هستند و حرکات استراتژیکی رو برای موفقیت خودشون انجام میدن اما قلب مهربانی دارن. البته این قلب مهربان رو نباید با روی خوش نشون دادن اشتباه بگیریم. من انسان‌های بزرگی رو میشناسم که در نگاه دیگران خیلی هم خشن هستند اما قلب اونها قلب بزرگ و مهربونیه. انسانها جهان رو برای خودشون و دیگران زیبا میخوان. سعی میکنن اگه خشونتی هم دارن مثل داد زدن پدر سر فرزندش باشه که از روی مهربونی هستش. اما گرگ‌ها مهربونی‌هاشون هم فقط برای فریبه. شاید اگه رادیو مذاکره دهاتی رو گوش دادید، خاطرتون باشه که یک کارگر بی‌بضاعت چطور گیر یک آدم گرگ خوی به ظاهر مهربان میوفته و آقای پلخوابی چطور انسانیت خودش رو نشون میده تا اون کارگر دوباره به زندگی عادیش برگرده.

گرگ‌ها به منفعت خود می‌اندیشند و دیگران رو می‌درند. اما انسان‌ها سعی میکنند تمام انسانهای دیگر رو منتفع کنند. گاهی این انتفاع تنها یک لبخند است و گاهی نجات جان یک فرد و گاهی نجات جامعه.

___________________________

گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر

… لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک

هرکه با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند

هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مى‌نماید، گرگ هست

در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر

اینکه مردم یکدگر را مى‌درند
گرگهاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگها فرمان روایى مى‌کنند

این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند

گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب

پی‌نوشت:

محمدرضا هم در رادیو مذاکره منابع به خوبی به اشتباهات ما در روابط مخصوصا شبکه‌های اجتماعی اشاره میکنه که شنیدن اون هم میتونه در رابطه ارزش ارتباطات مفید باشه.

 

About محسن

کل چیزهایی که مینویسم نظر شخصی خودمه و هیچکدوم علمی نیست. به استثناء مطالبی که رفرنس میدم. هرگونه مخالفتی با نظریات من باعث خوشحالیه منه. چون آدم همیشه از مخالفانش چیز یاد میگیره. از موافقانش نهایتا لایک میگیره ;)

۳ comments

  1. عالی بود چقدر آدم رو به فکر فرو می بره!! محسن بلاتکلیفی تو روابط چقدر جای بحث داره.کاش هر دفعه یک موضوع از این بحث رو انتخاب کنیم و در موردش بنویسیم تا تکمیل بشه.اگه همه موافق باشند البته!؟

    • مستانه منم با توموافقم. من خیلی دوست دارم در مورد یه موضوع مشترک بنویسیم. تا بتونیم دیدگاه های متفاوت نسبت به یه موضوع رو تو جمعممون داشته باشیم. شاید اینجوری یکم از پراکنده نویسی دور بشیم. محسن پیشنهاد ت چیه؟

    • ممنونم ازت مستانه، به نظر من خیلی خوبه. تو این موضوعات خانم‌ها حرف بیشتری برای گفتن دارن و دقتشون بیشتره. اگه ممکنه شماها شروع کنید هر چند که فکر میکنم من آخر سر از همتون پر حرف تر بشم 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://emrooz.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif