شیوا

شیوا- تغییر کرده ام

فکر می کنم سری جدید روز نوشته محمدرضا شعبانعلی  به نام هنر خواندن جملات کوتاه را خوانده باشید.هفته گذشته امیر مهرانی هم در همین باب نوشته ای خواندنی با عنوان مینیمالیسم، جملات کوتاه و کتاب های فراموش شده منتشر کرده است. خواندن این نوشته ها باعث شد از آن چه که بودم و آن چه که هستم مختصری بنویسم. یک هفته …

Read More »

شیوا- چه می شود که فراموش می کنیم؟

گاهی خلوتی ها و سکوت ها دوست داشتنی هستند و گاهی نایاب ترین می شوند. سکوت می خواهی اما صداها هر روز قوی تر و گوشخراش تر می شوند. خلوتی می خواهی اما حتی نمی توانی برای لحظه ای ذهنی خلوت را تجربه کنی! اینجا خلوت شده است. ساکت شده است اما به هیچ وجه این سکوت در دسته ی …

Read More »

شیوا- سلولی غریب

ای مرد تنها دیروز به خانه ی زندگی زمینی ات سر زدم. پشت میله های اتاقت ایستادم. دیوارهایش با تمام اتاق های دیگر این خانه فرق داشت. کاش می توانستم بخوانم که چه نوشته بودی. تو را تجسم کردم. ذغال در دست، آرام و بی صدا می نوشتی. صدای کشیده شدن ذغال سیاه تو بر دیوار کهنه صوت قرآن سلول …

Read More »

بهترین دوست انسان!

-بهترین دوست انسان، انسان است نه کتاب. کتاب ها، تا آن حد که رسم دوستی و انسانیت بیاموزند، معتبرند، نه تا آن حد که مثل دریایی مرده از کلمات مرده، تو را در خود غرق کنند و فرو ببرند. تو در کوچه ها انسان خواهی شد نه در لابه لای کتاب ها. تو در کوه ها، در جاده ها، و در …

Read More »

شیوا- تک عشقی یا تکامل عشق؟

امروز دوستان به بهانه صندلی داغ از عشق گفتند. برای منی که این روزها در پی یافتن موضوع برای نوشتن هستم، فرصت خوبی ایجاد کرد برای نوشتن. عشق واژه ای مبهم دوست داشتنی و هیجان برانگیزی ست. وقتی از هرکسی می پرسی  عشق را چی توصیف می کنی؟ شاید حتی در شرح ماهیت وجودی اش هم تردید داشته باشد. احساسه؟ هیجانه؟ …

Read More »