دلنوشته ها

شیوا- تک عشقی یا تکامل عشق؟

امروز دوستان به بهانه صندلی داغ از عشق گفتند. برای منی که این روزها در پی یافتن موضوع برای نوشتن هستم، فرصت خوبی ایجاد کرد برای نوشتن. عشق واژه ای مبهم دوست داشتنی و هیجان برانگیزی ست. وقتی از هرکسی می پرسی  عشق را چی توصیف می کنی؟ شاید حتی در شرح ماهیت وجودی اش هم تردید داشته باشد. احساسه؟ هیجانه؟ …

Read More »

مستانه _عاشق دیرینه

تنها قدم برمی دارد.همه نگاهش می کنند.چه مطیعانه می رود.چه سخت دوست دارد.چه سخت می طلبد.چه سخت رانده شدن را می پذیرد.چه سخت نگاهش را از معشوقش برنمی دارد. مدام در فکر اوست.مدام از او می گوید.مدام از او می شنود. همه از هم سوال می کنند؟! چطور همیشه در حضور است؟! چطور در هوشیاری و مدهوشی از فکرش بیرون …

Read More »

محسن – مدهوش عطر بهار

نسیم روح نواز سحری زمین را با نوازشش بیدار میکند… چکاوک‌ها سرمست از نوازش نسیم سحری آواز میخوانند.. عطر گلهای بهاری هر هوشمندی را مدهوش خود کرده… دسته ای گنجشک شادمان خود را به شکوفه‌های درخت کنار پنجره می‌رسانند… پروانه‌ای زیبا با آن رقص بی‌نظیرش جلوی پنجره لحظه شماری میکند… نزدیک تر و نزدیک تر می‌شود و گوشه قاب پنجره می‌نشیند… …

Read More »

شیوا – به مناسبت روز مادر یا زن:

به مناسبت ها و روزهای نام گذاری شده علاقه ای ندارم. به همین خاطر در این روزهای مناسبتی تبریک نمی گویم (بدون در نظر گرفتن موارد اجباری) ، پیامی ارسال نمی کنم و در آینده هم از این که پیامی دریافت نکنم ناراحت نخواهم شد. همیشه باورم این بوده، روز مادر،پدر، معلم… روز “نقش ها” ست و آن چه که …

Read More »

محسن – برایم بنویس، داستان گروه دوستی

این متن رو تقدیم میکنم به سرور عزیز که مخاطب خاموش سایت دوستی ماست. امیدوارم به زودی نوشته‌هاش رو توی سایت ببینیم در فضای مجازی برای زنده ماندن باید بنویسیم و بنویسیم. تا دیگران ما را به نوشته‌هایمان و احساسی که از کلمات میگیرند بشناسند. در اولین مکالمات ما در شکل گیری گروه دوستی محمدحسین در جواب یکی از دوستان گفته بود …

Read More »